۱۳۸۷ بهمن ۲۷, یکشنبه

جا م شراب

به جام شرابی که روی میز بود خیره شده بودم، رنگ شرابی آن مرا مسحور کرده بود ، می خواستم جام را بگیرم ، دستم می لرزید . جام شراب روی میز ار لرزش دست من هراسان شده بود.
جام را برداشتم ، شرابش را نوشیدم ، برای چند لحظه با خاطرات تو بودم.
طعم شراب مزه تو را می داد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر