۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه

باهم باشیم


باهم
درخیابان می رفتیم
آرام
وساکت
گرمای تن تو
مرا هیجان زده میکرد
و
فشاردستان تو
دردستهای من
می رفتی
می رفتم
آرام بودی
آرام بودم
ساکت بودی
ساکت بودم
فریاد کشیدی
فریاد کشیدم
ما می رفتیم
تا پیوسته باشیم
با هم باشیم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر