skip to main
|
skip to sidebar
شبگرد - محمد علی جوزی
۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه
باهم باشیم
باهم
درخیابان می رفتیم
آرام
وساکت
گرمای تن تو
مرا هیجان زده میکرد
و
فشاردستان تو
دردستهای من
می رفتی
می رفتم
آرام بودی
آرام بودم
ساکت بودی
ساکت بودم
فریاد کشیدی
فریاد کشیدم
ما می رفتیم
تا پیوسته باشیم
با هم باشیم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دنبال کننده ها
بايگانی وبلاگ
◄
2010
(5)
◄
آوریل
(5)
▼
2009
(50)
◄
اکتبر
(8)
▼
اوت
(3)
پرندهپرنده ای بودهمراه پروازهزران پرندهدراوج می ر...
a
باهم باشیم
◄
ژوئن
(21)
◄
مهٔ
(7)
◄
آوریل
(7)
◄
فوریهٔ
(4)
درباره من
شبگرد - محمد علی جوزی
مشاهده نمایه کامل من
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر