۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه

ما بیداریم




دیشب دیدم ماه
به میهمانی ما آمده بود
ستارگان را دیدم
که سفره ی دلمان را دوره کرده بودند
تمام شب را
سوزدل گفتیم
وتاریکی شب
شرمگین شد
گفتیم تا صبح
وروشنی صبح دمید
ما بیدار بودیم
تاصبح
من ........
تو .........
ماه
وستارگان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر