۱۳۸۸ خرداد ۹, شنبه
قلب تو
قلب تو
درب را باز کرد م
وارد تراس آ سما نخرا ش شدم
چه هوای سردی !
احسا س کرد م
نفسم یخ زده است
ونگا هم
رفت
تا انتها ی شهر
نمی دانم !
شا ید
تاقطب شما ل
همه چیز یخ زده است
همه جا یخ زده است
جنگلها بی برگ
وجاده ها
بی انتها
تا قلب یخبندا ن
ومن
در جستجوی یک چیز
قلبی که گرم ودرخشا ن است
مثل خورشید
قلب تو
درب را باز کرد م
وارد تراس آ سما نخرا ش شدم
چه هوای سردی !
احسا س کرد م
نفسم یخ زده است
ونگا هم
رفت
تا انتها ی شهر
نمی دانم !
شا ید
تاقطب شما ل
همه چیز یخ زده است
همه جا یخ زده است
جنگلها بی برگ
وجاده ها
بی انتها
تا قلب یخبندا ن
ومن
در جستجوی یک چیز
قلبی که گرم ودرخشا ن است
مثل خورشید
قلب تو
نگاهم به در ماند ه بود
نگاهم به در مانده بود
نگاهم به درما ند ه بود
برای انتظا ری که می کشیدم
گاهی
انتظار زود به سرمی آید
وگاهی
آن قد ر طولانی
که گوئی
تا آخر زندگی باید منتظر بود
نگاهم به درما ند ه بود
که بیائی
ومن
آرامش بیابم
نگاهم به درما ند ه بود
برای صدای تو
یا حتی
یک نیم نگاهی
راضی شد ه بودم
به یک پیام
اگر می فرستاد ی
نگاهم به در مانده بود
که شاید
بتوانم امید م رااز د ست ندهم
نگاهم به در ماند ه بود .................
نگاهم به درما ند ه بود
برای انتظا ری که می کشیدم
گاهی
انتظار زود به سرمی آید
وگاهی
آن قد ر طولانی
که گوئی
تا آخر زندگی باید منتظر بود
نگاهم به درما ند ه بود
که بیائی
ومن
آرامش بیابم
نگاهم به درما ند ه بود
برای صدای تو
یا حتی
یک نیم نگاهی
راضی شد ه بودم
به یک پیام
اگر می فرستاد ی
نگاهم به در مانده بود
که شاید
بتوانم امید م رااز د ست ندهم
نگاهم به در ماند ه بود .................
با غچه دلم
دلم برای باغچه مان تنگ شده
برای گلها ئی که تو
توی باغچه دلم کاشتی
▫▫▫▫
دلم تنگ شد ه
برای معصومیت تو
برای وقتی که
گونه ها یت از شرم
سرخ می شوند
برای لبخند ی که
همیشه روی لبها یت چسبیده
برای گرما ی نفسها یت
وقتی که
سرت را روی سینه ام می گذ اری
▫▫▫▫▫
د لم تنگ شده
حتی برای چند قطره اشکی که
روی گونه ها ی نرم ولطیف تو
می غلطد
▫▫▫▫▫
د لم تنگ شده
برای نوازشها ی تو
و آ هنگ صد ا یت که
مرا به وسوسه ی خوا ب می کشاند
دلم برای باغچه مان تنگ شده
برای گلها ئی که تو
توی باغچه دلم کاشتی
▫▫▫▫
دلم تنگ شد ه
برای معصومیت تو
برای وقتی که
گونه ها یت از شرم
سرخ می شوند
برای لبخند ی که
همیشه روی لبها یت چسبیده
برای گرما ی نفسها یت
وقتی که
سرت را روی سینه ام می گذ اری
▫▫▫▫▫
د لم تنگ شده
حتی برای چند قطره اشکی که
روی گونه ها ی نرم ولطیف تو
می غلطد
▫▫▫▫▫
د لم تنگ شده
برای نوازشها ی تو
و آ هنگ صد ا یت که
مرا به وسوسه ی خوا ب می کشاند
اشتراک در:
نظرات (Atom)
