۱۳۸۸ خرداد ۹, شنبه

با غچه دلم



دلم برای باغچه مان تنگ شده
برای گلها ئی که تو
توی باغچه دلم کاشتی
▫▫▫▫
دلم تنگ شد ه
برای معصومیت تو
برای وقتی که
گونه ها یت از شرم
سرخ می شوند
برای لبخند ی که
همیشه روی لبها یت چسبیده
برای گرما ی نفسها یت
وقتی که
سرت را روی سینه ام می گذ اری
▫▫▫▫▫
د لم تنگ شده
حتی برای چند قطره اشکی که
روی گونه ها ی نرم ولطیف تو
می غلطد
▫▫▫▫▫
د لم تنگ شده
برای نوازشها ی تو
و آ هنگ صد ا یت که
مرا به وسوسه ی خوا ب می کشاند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر