۱۳۸۸ خرداد ۹, شنبه

قلب تو

قلب تو



درب را باز کرد م
وارد تراس آ سما نخرا ش شدم
چه هوای سردی !
احسا س کرد م
نفسم یخ زده است
ونگا هم
رفت
تا انتها ی شهر
نمی دانم !
شا ید
تاقطب شما ل
همه چیز یخ زده است
همه جا یخ زده است
جنگلها بی برگ
وجاده ها
بی انتها
تا قلب یخبندا ن
ومن
در جستجوی یک چیز
قلبی که گرم ودرخشا ن است
مثل خورشید
قلب تو

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر