پرواز پرنده
دیشب در خواب صدای پرواز پرنده ای را شنیدم
دیشب در خواب صدای پرواز پرنده ای را شنیدم
شاید پرستوئی که می رفت تا هجرت کند به دشت دیار دور
به سرزمین احساس
به سرزمین احساس
نر م و سبکبال
رویای مرا با خود برد
دیدم
از دشت شقایقها گذشتیم
ازدریا
ازجنگل
از کوهها
وابر
صورتش را
به سینه ما چسبانده بود
شاید ابر
ضربا ن قلب مرا به گوش تو رسا ند ه با شد
هنگامی که
صورتش را
به سینه ما چسبانده بود
شاید ابر
ضربا ن قلب مرا به گوش تو رسا ند ه با شد
هنگامی که
. غرش می کند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر