۱۳۸۸ فروردین ۲۱, جمعه

با تو

با تو


با تو می رفتم
ولی
بی تو
توی خیابانها ی بلند و طولانی
وپراز روشنائی
وفروشگا ههای
بسیا ر بزرگ
وزیبا
وآد مها ئی که
می آ مد ند و
می رفتند
با لبخند
و چهره هائی که
خیلی شا د بودند
ومن
خاطرات
با تو بود ن را
زمزمه می کردم .










هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر