
۱۳۸۸ تیر ۳, چهارشنبه
کاش می دانستیم
گاه می اندیشم
چگونه هستیم....؟
موجی کوتاه درمیان امواج مهیب اقیانوس .؟
بادبانی درمیان طوفان شبانگاهی تاریک .؟
زائری درمیان زائران دیگر
درامام زاده ای .؟
ویا ....
نتی درمیان نتهای دیگر موسیقی
گم گشته و بی آهنگ.؟!
شاید می خواستیم آرزو کنیم
امواج مهیب مارا نابود می کردند
طوفان بادبان را می شکست
درصف زائران گم می شدیم
وموسیقی به پایان می رسید
++++
آرزو نیز
فراموش شدنی است
وهمه چیز
وهمه کس
++++
ما چه می خواهیم؟!
به کجا می رویم ...؟!
کاش می دانستیم ...........!!
سیل سیال نگاهت
تو به من می خندی
ونمی دانی تو .......
که زهر خنده ی تو
سینه ی من می لرزد.
سیل سیال نگاهت اینک
می دهد بربادم
می کند بنیادم .
من ......
به چشمان تریاکی تو معتادم.
دود تریاک نگاهت اکنون
می خزد در رگ من
وز دهلیز رگهای تنم
میدود دود غلیظ
میرود ابر سیاه
دود تریاک نگاهت آخر......
می کند تخدیرم
می کند بنیادم .....
۱۳۸۸ تیر ۲, سهشنبه
آهنگ خیال
ای دوچشمان تو آهنگ خیال
ای دو دستت مثل برفهای سپید
لب تو رنگ گیلاس
ای صدای تو نسیم .
دل من خواب ترا می بیند
به تو می اندیشد.
توهمه رویاها
توهمه زیبائی
توکه از لاله ی سرخ گرم تری
وتو .....
ازشبنم صبح
مست تری
توکه از فرشته نیز پاک تری
تو خدائی
توتوانائی آنرا داری
که مرا جان بخشی
توتوانائی آنراداری
که مرا عفو کنی
وببخشی تو
گناهانم را .............
همسفر
سفر سخت بود
وتنها سفرکردن
سخت تر
مسافر چمدانش را بست
مسافر درصندلیش جابجا شد
وچشم انتظار نشست
منتظر همسفربود
خیابانهارا آمده بود
جاده ها را آمده بود
وزمان را
ولحظه ها را
+++++
منتظر بودن
از تنها سفر کردن
سخت تر است
وقتی سفر می کنی
بعدازتو
چیزی ازتو باقی می ماند
وقتی پشت سرت را نگاه می کنی
نگاه منتظری
و قطره اشکی
شاید ........
تما م خاطرات همسفر می شوند .
وما .....
همسفر شدیم
که تنها نباشیم
وقتی همسفر می شویم
سفر سخت نیست .!
r
قلب شکسته
تو ......
قلب مرا شکستی
اما ......
اینک احسا س می کنم
بیشتراز هرزما ن دیگر
دوستت دارم
زیرا ......
اینک
هرتکه شکسته ی قلبم
جداگانه
ترا می پرستند .....
تو ......
قلب مرا شکستی
اما ......
اینک احسا س می کنم
بیشتراز هرزما ن دیگر
دوستت دارم
زیرا ......
اینک
هرتکه شکسته ی قلبم
جداگانه
ترا می پرستند .....
اشتراک در:
نظرات (Atom)



