۱۳۸۸ تیر ۲, سه‌شنبه



موهای سفید م


پاورچین پاورچین
راه خاکی
کنار جوی آب را می پیمودم
زیردیوار گلی باغ رسید م
غبارنرمی
روی موهای سفید م نشسته بود
به د یوار با غ
تکیه داد م
خستگی راازتنم رها کردم
دید م
ازد ور آمد ی
نزد یک من که شدی
باروسریت
غباررا ازتنم زدودی
باد ستا ن سفید ت
صورتم راپاک کردی
گفتم :
اگرتونبا شی
من پیرمرد
چکار باید بکنم !؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر