۱۳۸۸ تیر ۲, سه‌شنبه



غریب


بادلی شکسته
وپائی در بند
گرفتار
غریب
وبی کس
می رفتم
شبنم اشکم
گواه من بود
ندائی ......
درگوشم گفت :
خیلی تنهائی .........مرد !!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر